شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

آخه چراااااااااااااااا؟!؟!؟؟؟!!!!

سه شنبه 20 دی ماه سال 1390

 

من واقعا عصبانی‏ام... از همه چی .....  اصلا نمی‏تونم درک کنم چرا چند ساله هرکاری می‏کنم به در بسته می‏خورم........ هر کاری!!!!

 

 *دلم می‏خواد برای ادامه‏ی تحصیل به خارج از ایران برم....رزومه و شرایطم هم از خیلی‏ها بهتره.... اما هرچی خنگ و بچه تنبل توی کلاسمون بودن الان دارن توی سوئد و کانادا و ... می‏چرخن و من هنوز این جا موندم...هر بار که توی فیس بوک یکیشون رو می‏بینم از غصه دق می‏کنم.... نه به خاطر اون‏ها!!! به خاطر خودم

 

 *شرکتی که گاهی برای کار توش می‏رم، می‏خواست یه کتاب بنویسه که از من خواستن توی نوشتن کتاب کمکشون کنم.... منم که از این کارا خیلی خوشم میومد بلافاصله قبول کردم...این کتاب داره با مشارکت شهرداری تهران چاپ میشه و در طی مذاکرات مدیر شرکت و مسئول مربوط به این کار در شهرداری، آقای مسئول خواسته اسمش روی کتاب، به عنوان نویسنده چاپ بشه!!!!.... نتیجه این که اسم من شده اسم سوم روی جلد!!!!!  اونایی که توی این کارها واردن به خوبی می‏دونن که دو روز دیگه، اسم سوم اصلا ارزش نداره و معنیش با هیچ کاره بودن دقیقا یکیه!

 

 *به خاطر علاقه‏ای که به کار عکاسی داشتم... از اول امسال برای گرفتن مدرک کاردانی عکاسی در یک موسسه مشغول به تحصیل شدم.... و از اون‏جا که علاقه داشتم، به صورت خیرخواهانه! به کمک یک مجله‏ی اینترنتی عکاسی هم می‏رم..... معرفی عکاس خارجی و خیلی از ترجمه‏های انگلیسیش رو من انجام می‏دم... اما شماره‏ی جدیدش چاپ شده و اسم همه به عنوان همکاران مجله درج شده جز اسم من...... یعنی هیچ؟!؟!؟!؟!

 

** امشب که این آخری رو دیدم دیگه دلم می‏خواد از ناراحتی سرم رو بکوبونم تو دیوار ...البته یه جوری که خون جاری در سرم، بزنه بیرون و بریزه روی در و دیوار

 

همیشه توی زندگی می‏گن تلاش و کوشش و ... کن تا به چیزایی که می‏خواهی برسی.... ولی من تا حالا همه‏ ی تلاش‏هام به بن بست خورده  چیزهایی که براتون نوشتم به غیر از سه تا مقاله‏ای هست که من در تمام مراحل تحقیقاتیشون بودم اما نویسنده‏های نامحترم، هنگام ارایه‏ی مقاله، اسم من رو ننوشتن!!! و وقتی مقاله‏ای برای ارایه بره، تنها چیزی که به جایی نرسد فریاد است!



اگر دوست نبود چه می کردم!!!!؟؟؟

 

تو اون کوه بلندی!!!

یکشنبه 9 آبان ماه سال 1389

 

   تا حالا از این آلوچه ها و برگه های هلو، که ترش هستند و بیرون می فروشند، دیدین؟... از همون هایی که قرمزی خوشگلی دارن و آدم رو به هوس می ندازن. دست فروش های دربند هم ازشون می فروشن.   

   من هیچ وقت مشتری این جور چیزها نبودم و نیستم. اما یک بار هوس کردم مزه ی این ها را امتحان کنم. آن هم کجا؟!؟!؟!....... قلعه رود خان. 

  

   با اجازه ی شما!!، یک کاسه آلوچه و برگ هلو خریدم و در راه بالا رفتن از کوه، نوش جان می کردم!!!!! بعد از تمام شدن آلوچه ها و برگه های هلو، آب توی کاسه رو هم تا ته، سر کشیدم تا به طبیعت آسیب نرسونم!!


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

تنها گواه ما شد خدا

شنبه 30 مرداد ماه سال 1389

  هفته ی پیش برای انجام کاری، به مدت یک هفته به کرمان رفته بودم. من دوره های راهنمایی و دبیرستانم را در کرمان گذرانده ام. این است که از این شهر خاطره هایی دارم. مسافرت کاری هفته ی گذشته یکی از آن ها را برایم زنده کرد.


  زمانی که کلاس اول راهنمایی بودم، ساعت 6 بیدار می شدم و ساعت 6.20 دقیقه در ایستگاه، آماده ی سوار شدن به سرویس مدرسه بودم. سرویس ما از خیابانی عبور می کرد که به ایستگاه سرویس دانشجویان نزدیک بود. این مینی بوس، بسیار خلوت بود، یعنی فقط 8 نفر بودیم در یک مینی بوس بنز قدیمی. یادم می آید که هر روز ساعت 6.45 صبح که از این خیابان عبور می کردیم، دختر و پسر دانشجویی را می دیدیم که با فاصله ی یک یا دو متری از هم ایستاده بودند و مشغول صحبت بودند.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

می گذرد کاروان

شنبه 16 مرداد ماه سال 1389

   به نظر من، هر شهر، برای هر انسان با مفهومی برابری خواهد کرد. بعضی را که دیده، مفاهیمی ساخته و در ذهن، آن شهر را با آن مفاهیم می شناسد و ندیده ها را با تخیل و شنیدن مجسم می کند. این است که برای آدمی، تمامی شهرها نمی توانند یک مفهوم داشته باشند. نقش یکی پر رنگ تر است.


   در زندگی افراد زیادی را می بینیم. با بسیاری برخورد می کنیم. با عده ای دوست می شویم و با تعدادی صمیمی. اما همیشه در زندگی همه مان فردی تاثیرگذارتر است. فردی که نقشی بالاتر از دیگران در زندگیمان دارد و خواهد داشت. فردی که دوستش داریم و حتی اگر او نداند، برایمان مهم است وجودش.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

ترانه های محلی ـ ۲ (تصویر سازی و  نقش زنان)

شنبه 2 مرداد ماه سال 1389

    در نوشتار پیشین، شباهت های برخی از ترانه های محلی مورد بررسی قرار گرفت و همچنین به پراکندگی آن ها در قسمت های مختلف جغرافیایی اشاره شد.


    در این قسمت، از دید دیگری به ترانه های محلی می نگریم. تصویر سازی و لحن زنانه ای که برخی از این ترانه ها دارند، پدیده ای است که کمتر به آن پرداخته اند و  در این جا اشاره ای به آن ها خواهد شد.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
   1      2      3    >>